بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
مصطفی هستم
بنا دارم ان شاء الله در مورد زندگی ام و اتفاقات خاصش بنویسم.
برای آشنایی بیشتر، پست دوم وبلاگ را مطالعه بفرمایید.
اللهم عجّل لولیک الفرج و العافیة و النصر
و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و شیعته
و المستشهدین بین یدیه
بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

طبقه بندی: دل نوشته...،
برچسب ها: کربلا، قرار دل، زیارت،
مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (ره) در احوالات خود گفته است: در اصفهان تحصیل میکردم، اساتید آن روز اصفهان کمنظیر بودند،مانند آیتالله العظمی کلباسی،مرحوم آقا سید باقر درچهای، حکیم بزرگ قشقایی، و حکیم بزرگ ملا محمد کاشانی.
آیت الله العظمی بروجردی (ره) نقل میکنند: من گرم تحصیل در محضر ایشان و عاشق این اساتید بودم. همواره مایههای علمی من بالا میرفت که نامهای از پدر دریافت کردم. "پدر ایشان (که از علما بود) در بروجرد، معاش زندگی را از راه کشاورزی تامین میکرد"، در نامه آمده بود:حسین عزیزم به بروجرد بیا،من وسائل عروسی تو را فراهم کردهام.
نامهای به پدر نوشتم که مرا از ازدواج معاف کنید و اجازه بدهید درس بخوانم، پدر در جواب نوشت: فکر نمیکنی اگر به سخن پدر گوش ندهی، این مانع تو باشد؟ خدا در قرآن فرمودهاست: "و بِالوالدین احساناً".
بلافاصله به بروجرد رفتم. عروسی که تمام شد، پدرم گفت:حالا میخواهی بروی برو. آیتالله العظمی بروجردی میگفتند؛ بروجردی شدن (یعنی به جایگاه مرجعیت و رسیدن به قلههای بلند علمی) در مرهون این خانم بود که پدر من برای من گرفت.
منبع: قول سدید
برچسب ها: ازدواج، آیة الله بروجردی، تزاحم کسب علم با ازدواج،
دنبالک ها: قول سدید،
بسم الله
الرحمن الرحیم
معلقم!
آویزان!
بین زمین و
آسمان!
نمی خواهم
زمینی باشم و جرأتش رو هم ندارم که به خاطر زمین به این کوچکی و پوچی دست از آسمان
بردارم... اما...
اما عرضه
آسمانی شدن هم اصلاً ندارم...
ندارم دیگر؛
بیخود تلاش نکن که بگویی دارم! اراده ام ضعیف شده است به شدت! کافی است کمی سرم
خلوت باشد و مجبور به کاری نباشم ...
کمی پیش تر،
مشغول مطالعه که می شدم تا مانعی به وجود نمی آمد لااقل ساعتی می خواندم. اما
حال...
دیگر این
ناله هایم و این ناراحتی هایم از خودم هم دلم را نمی لرزاند و اشکم را جاری نمی سازد
انعطافم هم
کم شده، تلاشم برای تغییر معایب اخلاقی، تمرینم برای زوجیت، پاکی روحم، تمرکزم،
صفای دلم، طهارت درونم، رقت قلبم، حضور قلبم در نماز و عبادت و زیارت، اشکم در
حریم حرم امام رئوفم، امید به این که خدا هنوز هوایم را دارد و می خواهدم!، ...
حتی دل نوشته هایم، پست های دلی وبلاگم... اصلاً خودم؛ خودم هم کم شده ام! فرق
کرده ام،خیلی زود فرق کرده ام، تفریق شده ام! هیچ کس هم به دادم نمی رسد...
مدتی است
مشغول شده ام به خواستگاری... آن جا هم معلق می مانم! بین آرمان هایم و وضع کنونی
ام! وقتی بر مبنای آرمان و انگیزه و نیتم معیاربندی می کنم، می بینم خودم این
نیستم!
وقتی ملاکم
برای پاسخ رد، این می شود که طرف کمی از بالاتر از مچش دیده می شود و می گویم خط
قرمز من انجام حرام است؛ یا این که فرد مقابل دلیلش برای انجام انتخاب های مهم و
غیر مهم زندگی اش و کارهایش رضای خدا نیست و خواست دلش است؛ اول می گویم من انتخاب
های مهمم را برای خدا کرده ام... اما ... اما حقیقت این نیست! چیز دیگری است!
انتخاب هایم – جز آن هایی که
وقتی بچه تر بودم و صفای دلم بیشتر بود انجام داده ام- تا جایی برای خدا بوده که
با دل خودم هم راه بیاید. اگر سختی برایم پیش می آمده، پا پس کشیده ام... بماند که
گناهکار هم شده ام... دلم نمی خواهد گناه کنم ولی گاهی عرضه و اراده گناه نکردن را
ندارم!... پس چطور ملاکم و خط قرمزم محرمات و واجبات و آرمانگرایی باشد؟!!!
کاش اسمم
برای کربلا در نمی آمد! لااقل می گفتم طلبیده نشده ام و لیاقت نداشته ام که می
دانم ندارم... اما حالا، نمی دانم برای چه دعوتم کرده اند! من که دل شکسته و دل
سوخته نبوده ام! من که عاشق کربلا نبوده ام! این همه عاشق که نمی توانند بروند! پس
چرا من؟!! نکند که...
وای... فکرش
هم دیوانه ام می کند! نکند که مصداق "انما نملی لهم لیزدادو اثما" شده ام!! نکند که خدا رهایم کرده!
حرم امام رضا
(علیه السلام) که می روم بهره ای نمی برم. می دانم کربلا قابل مقایسه نیست با هیچ
جا، می دانم... ولی دلی که آلوده باشد به هزار جور بدی و پلیدی، هر جا هم که برود،
هر چه قدر هم که آنجا پاک باشد و نورانی این دل زنگار گرفته نوری را انعکاس نیم
دهد...
مگر...
مگر که
خبرهایی باشد آنجا که من نمی دانم؛ مگر این که مقدمه آدم شدنم؛ ... اما نه! بعید
است! دل را باید پاک کرد! اگر بنا بود با دعای خالی و توسل ظاهری آدم شوم چهله
زیارت امام رضا (علیه السلام) باید آدمم می کرد. دهه اول محرمم، شب قدرم، لیلة
الرغائبم، عرفه ام، مناجات شعبانیه هایم، روزه های رمضانم، ... باید کاری می کرد.
وقتی قابلیت و گنجایش نداشته باشی هر قدر هم که کرامتت کنند و رحمت برایت فرو ریزند
تو جا نداری...
پس چه کنم؟!
می گویند:
مال بد بیخ ریش صاحبش! خدایا... مال بدی ام، بدی ام هم از خودم است نه تقصیر
صاحبم! اما به هر حال خریداری جز خودت ندارم! اگر رهایم کنی...
مولای یا
مولای... انت المولی و انا العبد؛ و هل یرحم العبد الا المولی؟! هل یرحم؟!!!
دو فتوکاتور بسیار زیبا دیدم، حیفم اومد نذارم تو وبلاگ...


برچسب ها: جزایر ایران، تنب کوچک، تنب بزرگ، ابوموسی، امارات، تمامیت ارضی،

باز این چه شورش است که در خلق عالم است»
ماه عزای فاطمه روح مُحرم است
خون گریه کن ز غم ؛ که عقیق یمن شوی
رخصت دهدخدا که تو هم سینه زن شوی
در فاطمیه از دل و جان گریه می کنیم
همراه با امام زمان گریه می کنیم
در فاطمیه رنگ جگر سرخ تر شود
آتش فشان غیرت ما شعله ور شود
شمشیر خشم شیعه پدیدار می شود
وقتی که حرف کوچه و دیوار می شود
لعنت به آنکه پایگذار سقیفه شد
لعنت به هر کسی که به ناحق خلیفه شد
لعنت بر آنکه بر تن اسلام خرقه کرد
این قوم متحد شده را فرقه فرقه کرد
تکفیر دشمنان علی رکن کیش ماست
هر کس محب فاطمه شد ؛ قوم و خویش ماست
ما بی خیال سیلی زهرا نمی شویم
راضی به ترک و نهی تبرا نمی شویم
قرآن و اهلبیت نبی اصل سنت است
هر کس جدا ز این دو شود ؛ اهل بدعت است
ما همکلام منکر حیدر نمی شویم
با قنفذ و مغیره برادر نمی شویم
ما از الست طایفه ای سینه خسته ایم
ما بچه های مادر پهلو شکسته ایم
امروز اگر که سینه و زنجیر می زنیم
فردا به عشق فاطمه شمشیر می زنیم
ما را نبی "قبیله ی سلمان" خطاب کرد
روی غرور و غیرت ما هم حساب کرد
از ما بترس ؛ طایفه ای پر اراده ایم
ما مثل کوه پشت علی ایستاده ایم
**************************
شاعر : وحید قاسمی
برچسب ها: فاطمیه، حضرت فاطمه، مادر،

بعد
از نوشتن پست قبلی سری به سایت دفتر نشر آثار آیة الله خامنه ای زدم و در قسمت
جستار، کلیدواژه امر به معروف و نهى از
منكر را
بررسی کردم.
از
کل سخنان ایشان در این رابطه 4 مورد را انتخاب کردم که هم خلاصه ای باشد از تمام
صحبت ها و هم پاسخ به برخی بهانه های رایج در این باب است و خلاصه بسیار جامع و
متقن است.
این
پست رو جداگانه نوشتم چون پست قبلی بیشتر در قالب خاطره بود...
لطفا
اگر حال خواندن همه مطلب را (گرچه کمتر از 10 دقیقه طول می کشد) ندارید لااقل قسمتهای پررنگ را بخوانید که 2 دقیقه هم
زمان نمی برد!
«نهى از منكر براى مردم،
فقط زبانى است. البته براى حكومت، اینطور نیست. اگر منكر بزرگى باشد،
برخورد حكومت احیاناً ممكن است برخورد قانونى و خشن هم باشد؛ لیكن نهى از منكر و
امر به معروفى كه در شرع مقدّس اسلام هست، زبان است؛ «انّما هی اللسان».تعجّب
نكنید. من به شما عرض مىكنم كه تأثیر امر و نهى زبانى اگر انجام گیرد از تأثیر
مشت پولادین حكومتها بیشتر است. من چند سال است كه گفتهام امر به معروف و نهى
از منكر. البته عدّهاى این كار را مىكنند؛ اما همه نمىكنند. همه تجربه نمىكنند، مىگویند آقا چرا اثر
نمىكند؛ تجربه كنید. منكرى را كه دیدید، با زبان تذكّر
دهید. اصلًا لازم هم نیست زبان گزنده باشد و یا شما براى رفع آن منكر،
سخنرانى بكنید. یككلمه بگویید: آقا! خانم! برادر! این منكر است. شما بگویید، نفر
دوم بگوید، نفر سوم بگوید، نفر دهم بگوید، نفر پنجاهم بگوید؛ كى مىتواند منكر را
ادامه دهد؟
البته به شما بگویم
عزیزان من! منكر را باید بشناسید. چیزهایى ممكن است به نظر بعضى منكر بیاید؛ در
حالى كه منكر نباشد. باید معروف و منكر را بشناسید. واقعاً باید بدانید این منكر
است.بعضى گفتهاند كه باید احتمال تأثیر وجود داشته باشد. من مىگویم
احتمال تأثیر همه جا قطعى است؛ مگر در نزد حكومتهاى قلدر، قدرتمندان و سلاطین. آنهایند كه
البته حرف حساب به گوششان فرونمىرود و اثر نمىكند؛ اما براى مردم چرا. براى
مردم، حرف اثر دارد. بنابراین، پاسخ من این شد كه بهترین روش براى شما كه از من
سؤال كردید، «زبان» است.»1
ادامه مطلب
برچسب ها: امر به معروف، نهی از منکر، مقام معظم رهبری، بیانات رهبری، جستار،
دنبالک ها: جستار:امر به معروف و نهى از منكر،
برچسب ها: نهی از منکر،

ولی نمی دونم چرا مثل دیوونه ها نیگام کرد و با نهایت عصبانیت بهم گفت: همین؟
گفتم: خب الان رسمی تر گفتم دیگه!
خیلی ناراحت شد که این همه راه کشوندمش تا فقط بهش بگم دوست دارم. خانوادش که می خواستن منو خفه کنن ولی باور کنید دوست داشتم جلوی همه بهش بگم دوست دارم.
واسه هرکسی این جریانو تعریف کردم بهم گفت: کارت اشتباه و از عقل به دور بوده نظر شما چیه؟
امام باقر(ع) فرمود: اسلام بر پنج پایه استوار شده است: نماز، زكات، روزه، حج و ولایت و به هیچ چیز به اندازه ولایت تاكید نشده است.
1. به نقل از http://www.moodkerbes.com/2011/11/blog-post_12.html
برچسب ها: ولایت، غدیر، دوستت دارم،
روایتی بسیار تکان دهنده:
برچسب ها: شیدایی، گر عشق نباشد به چه کار آید دل، انتظار، خطوات شیطان، سریال، گریه، فیلم،










این پست رو هم به مناسبت دهه فجر تزئین کردم!
ادامه مطلب
برچسب ها: دهه فجر، تزئین دهه فجر، قرار دل، آهنگ های انقلاب، شعر انقلاب،
امروز گزارش دیدار مقام معظم رهبری با خانواده شهید احمدی روشن و شهید رضایی نژاد رو خوندم.
واقعاً هیچ کلامی نمی تونه وضعیت دو فرزند این شهدا رو شرح کنه. دختر 4-5 ساله ای که جلو چشمانش پدرش رو به شهادت رسوندن و پسر 4 ساله ای که تا چند وقت (و شاید هنوز هم) از شهادت پدرش خبر نداشته و فکر می کنه بابا رفته ماموریت...
گزارشی از حضور سرزده رهبر معظم انقلاب در منزل شهید داریوش رضایینژاد
گزارشی از متن و حاشیه دیدار رهبر معظم انقلاب با خانواده شهید مصطفی احمدی روشن
خبرنگاری یادم رفت وقتی... (کامران نجف زاده)
سنگر علم اینروزها دیگر شهید هم میدهد...قال رسول الله صلی الله علیه و آله:
فَوقَ كُلِّ ذی بِرٍّ بِرٌّ حَتّی یُقتَلُ فی سَبیلِ اللهِ فَإذا قُتِلَ فی سَبیلِ اللهِ فَلَیسَ فَوقَهُ بِرٌّ.
بالاتر از هر كار خیری، خیر و نیكی دیگری است تا آنكه فردی در راه خدا كشته شود، و بالاتر از كشته شدن در راه خدا خیر و نیكی نیست.
وسائل الشیعه، ج11، ص10، حدیث 21
برچسب ها: شهید، علیرضا احمدی روشن، آرمیتا رضایی نژاد،
برچسب ها: مال، ذهب، فضه، غضب، خشم،
برچسب ها: کفش پاشنه بلند، تقرب، بلایی که کفش پاشنه بلند بر سر پاها می آورد،
تبلیغات 
