تبلیغات
قرارِ دل - تربیت
 
قرارِ دل
خــــوشــا آن غـــریــبـــی کـه یــارش تـــــــــــو بـــاشـــی؛ قــــــرار دل بـی قـــــرارش تـــــــــو بــــاشــی
درباره وبلاگ


بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
بنده ای از بندگان خدا که در پی درد است.
که «مرد را دردی اگر باشد خوش است
درد بی دردی علاجش آتش است...»
برای آشنایی بیشتر، پست دوم وبلاگ را مطالعه بفرمایید.
اللهم عجّل لولیک الفرج و العافیة و النصر
و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و شیعته
و المستشهدین بین یدیه

مدیر وبلاگ : مـصــطــفـــا
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : مـصــطــفـــا
بسم الله الرحمن الرحیم

تربیت فرزند آسان نیست... اما آن قدر ها هم که بعضی از آن هراس دارند سخت و نشدنی نیست.
حتما این استدلال بعضی از زوج های جوان را که از فرزندآوری امتناع می کنند شنیده اید که می گویند: «تربیت فرزند خیلی مهم و در عین حال سخت است. و ما هنوز توانایی اش را نداریم و نمی دانیم باید چه طور تربیت کنیم. پس فعلا بچه دار نمی شویم...»

امروز خواهر 6 ساله ام بنا بر ناسازگاری داشت. مادرم ساعت 8 می خواستند از منزل خارج شوند و «ریحانه» را هم به پیش دبستانی ببرند. بیدار شدن و اجیر شدن ریحانه مشکلی نداشت (به برکت شبکه پویا!). اما بعد از آن مادرم مهلت چند دقیقه ای به او برای حاضر شدن دادند. ریحانه دوست داشت به پیش دبستانی برود اما از جایش برنخاست و حاضر نشد. در حالی که مشکل و عذری هم نداشت. فقط از سر لجبازی و برای نشان دادن قدرتش! در برابر مادر...  و احتمالا برای اینکه اثبات کند که شما من را خواهید رساند به مهدکودک؛ چه به حرفتان بکنم و زود حاضر شوم و چه نکنم! تازه اگر زود حاضر نشوم شما مجبور می شوید برای اینکه دیرتان نشود خودتان حاضرم کنید که بهتر هم هست!!!
اما من نگذاشتم مادرم این روال را پی بگیرند که به پیروزی حتمی ریحانه خانم (و صد البته ضربه تربیتی به او) ختم می شد.
به مادرم گفتم شما گفتید تا 10 می شمارم و اگر حاضر نشدی می روم. و به اندازه کافی به او مهلت دادید و او حتی از جایش تکان نخورد. اگر با این وجود باز هم ببریدش، می فهمد که وعده ها و تهدیدهایتان پوچ است و کم کم هیچ حرفتان را نمی پذیرد (همان طور که همین الان هم تا حدودی همین قضیه صادق است). مادرم این حرفها را می دانند ولی عاطفه و محبت مادرانه و از طرف دیگر لزوم رفتن ریحانه به مهد، رفتارشان را تغییر می دهد.
خلاصه، مادرم بی ریحانه رفتند. ریحانه اول شروع کرد به گریه... بعد از چند دقیقه که من توجهی به او نکردم، در اتاق را از روی خودش قفل کرد و من صدای کلید را هم شنیدم که انگار آن را پشت کمد انداخت!!!! بعد از چند دقیقه که دید تلاشش بی حاصل است! در را باز کرد و آمد کنار من. باز هم من عکس العمل خاصی نشان ندادم. بالاخره رفتار و اخلاقش عادی شد و دارد تلویزیون می بیند و یکی دو بار هم آمد پیش من و سوال در مورد برنامه تلویزیون و ... پرسید.
اما فهمید که حرف مادر، روی هوا نیست. اگر عذر داشته باشی و نتوانی، کمکت می کنند و مهلت بیشتر می دهند؛ اما اگر بخواهی قدرت نمایی کنی، شکست می خوری یقینا...
-------------------------------------------------------------------------

امام کاظم علیه السلام می فرماید: إِذَا وَعَدْتُمُ‏ الصِّبْیَانَ‏ فَفُوا لَهُمْ ؛ وقتی به کودکان وعده دادید آن را عملی سازید. (لینک منبع: بخوانیدش)






نوع مطلب : زیست کلید، خانـواده و ازدواج، 
برچسب ها : تربیت فرزند، ریحانه، عمل به وعده،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 23:07
+
یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 11:13
چقد جالب...
روش خوبیه!
انشاالله بعدا ها تجربه ش می کنم.
مـصــطــفـــا
ان شاء الله...
وضعیت رشد جمعیت به شدت افتضاحه و خطر پیری جمعیت و رشد منفی به شدت جدیه...
این لینک رو ببینید: http://www.amar.org.ir/Portals/0/SlideShow_Photos/files/baravord_1420_r2.xlsx
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :