تبلیغات
قرارِ دل - سختگیری در ازدواج
 
قرارِ دل
خــــوشــا آن غـــریــبـــی کـه یــارش تـــــــــــو بـــاشـــی؛ قــــــرار دل بـی قـــــرارش تـــــــــو بــــاشــی
درباره وبلاگ


بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
بنده ای از بندگان خدا که در پی درد است.
که «مرد را دردی اگر باشد خوش است
درد بی دردی علاجش آتش است...»
برای آشنایی بیشتر، پست دوم وبلاگ را مطالعه بفرمایید.
اللهم عجّل لولیک الفرج و العافیة و النصر
و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و شیعته
و المستشهدین بین یدیه

مدیر وبلاگ : مـصــطــفـــا
چهارشنبه 17 مهر 1392 :: نویسنده : مـصــطــفـــا
بسم الله الرحمن الرحیم

فرآیند خواستگاری و مقدمات ازدواج برای من مدتیه که شروع شده!! (:

البته به دلایلی پیوسته نبوده. یعنی یه جا می رفتیم خواستگاری، بعدش چند ماه نمی رفتیم!! به این ترتیب از زمان قصد ازدواج من تا حالا دو سال و سه ماه و اندی گذشته که البته از اولین مورد خواستگاری رسمی شاید یه سال و نیم تقریبا...

بعضیا که خودشون همون موارد اول، همسرشون شده، معتقدن من در ملاک هام سختگیرم.

اما من قبول ندارم. من ملاک های فوق العاده ای ندارم. البته طبعا هر دختر خوب و محجبه ای هم نمی خوام. یکی می خوام مث خودم. یکی که در عین رعایت اصول شرعی و البته اخلاقی گاهی هم پاش بلغزه! بله. معصوم که نمی خوام!

یکی که دغدغه مند باشه. علی رغم اصل دونستن خانه و خانواده، همه دنیاش خونه اش نباشه. بی درد نباشه، دردشم پوچ و سطحی نباشه. دردش "فقط" مواد غذایی خونه و گرد و خاک نشسته روی وسایل و سینه ریز و عروسی و مجلس زنانه ... نباشه.

یه سری از ملاک ها که همشون هم جسمی و ظاهری اند، جبری اند، یعنی با اختیار خودم ملاک قرارشون ندادم و نمی تونم هم از ملاکام حذفشون کنم. مثل رنگ پوست.

می خوام خانمم دنبال رشد باشه. نه اینکه لزوما همین الان به حد بالایی از رشد رسیده باشه، نه، اهل رشد و در مسیر رشد باشه.

حالا اینا سختگیرانه است آیا؟! انصافا این 7-8 موردی که من رد کردم هر کدوم بعضی از ملاکای اصلی رو نداشتن...

ربنا هب لنا من أزواجنا و ذریاتنا قرة أعین واجعلنا للمتقین إماما

--------------------------------------------------------------------------------------

پ ن: پیش خودمون بمونه! گاهی که خیلی میل و نیازم به وجود همسر زیاد می شه، با خودم می گم این ملاکای دست و پا گیر چیه دیگه! من اهداف و برنامه ها و دغدغه های خودمو دارم، حالا خانمم اهدافش فرق کنه یا دائم پی قیافه و ظاهرش باشه مث اکثر خانما... چه اشکالی داره؟! مگه منو می ذارن تو قبر اون؟!!

اما بعد یاد این می افتم که من یه مادر برای بچه هام هم می خوام. پس خیلی باید دقت کنم. باید پا روی امیالم بذارم و دندون روی جیگرم، تا اگه خدا خواست "یغنینی من فضله"...





نوع مطلب : خانـواده و ازدواج، شخصی [نمی خواید نخونید!]، 
برچسب ها : سختگیری در ازدواج، ازدواج، خواستگاری،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 25 مهر 1392 01:08
سلام علیکم

چه حرف های آشنایی! حرف خیلی از دوستان امروز همینِ!خیلی سخته!
واقعا هم مسئولیت سختیه(انتخاب والد برای فرزند)
خداخودش کمک کنه که خودمون هیچ کاره ایم!
یه روز داشتیم یه شرحی برای یکی از دوستان میدادیم آخر سر گفتند حواستون باشه همسر نباید انتظار داشته باشی معلم اخلاق باشه!(خوب توقع زیادی نیست بعضی چیزها ولی ظاهرا دیگران زیاد میبینند و غیر ضروری)


خداقوت
یاعلی(صلوات برای فرج)
مـصــطــفـــا :
سلام علیکم
من که کم کم دارم شک می کنم به خودم!
چند نفری هشدار دادن بهم که مواظب باش که اون چیزی که فکر می کنی اتفاق نخواهد افتاد. البته مجردا باهام هم عقیده بودن ولی متاهلا نظر دیگه ای داشتن بعضاً. می گفتن در عمل اتفاقات دیگری خواهد افتاد که همیشه مطابق نظر نیست.
نمونه اش همین کامنت قبلی...
دوشنبه 22 مهر 1392 14:25
می فهمم چی میگین...
اما به نظرم با افرادی که مثل خودتون فکر می کردن و حالا ازدواج کردن مشورت کنید...
بعضی ها واقعا پشیمونن!
جدی میگم...
ما دخترها گاهی خیلی حرفای قشنگ میزنیم اما پای عمل که میرسه لنگ میزنیم در حد بنز...
من نگرانم!
نگران اینکه بگردین دنبال یه همراه و بعد ببینین ای کاش دنبال همسر می گشتم...
امیدوارم تونسته باشم منظورمو برسونم!
مـصــطــفـــا :
شما دوستان چرا منو اذیت می کنین؟!!
چرا می خواین ته دلمو خالی کنین؟!!!
من می دونم که همه، پای عمل لنگ می زنن. اختصاص به یه قشر خاص هم نداره.
دورادور دخترایی رو هم دیدم که دغدغه مند بودن و همین ویژگی هایی که من گفتم رو داشتن.
این مطلب شما رو از افراد دیگه هم شنیدم و جوابم این بوده که چه طور می شه پسرای آرمان محور که زندگی جهادی دارن و خیلی وقتا از میل خودشون به خاطر اهدافشون میگذرن وجود داشته باشن ولی دختر این طوری نباشه؟!!
ضمن اینکه زندگی خود من جهادی نیست و اونقدرا هم با دغدغه و همت نیستم که بگم حتما باید خانمم در حد بالای همت باشه. گفتم نمی خوام دردش «فقط» ظواهر دنیا باشه.
منظورتونو فهمیدم. ولی درکش برام سخته که چرا نشه همسر همراه داشته باشم و لازم باشه حتماً یکی از این دو رو انتخاب کنم...
می دونم نباید دنبال همسنگر باشم. اما در پی همسرِ همراه بودن هم اشتباهه آیا به نظر شما؟!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :